پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۱

خنده چون کبک به آواز نمی باید کرد

خویش را طعمه شهباز نمی باید کرد

گل به زانو دهد آیینه شبنم را جای

روی پنهان ز نظرباز نمی باید کرد

گوهر راز به غماز سپردن ستم است

باده در شیشه شیراز نمی باید کرد

عرصه تنگ فلک جای پرافشانی نیست

ظلم بر شهپر پرواز نمی باید کرد

بوی گل در گره غنچه پریشان نشود

پیش غماز دهن باز نمی باید کرد

هیچ رنگی ز سیاهی نبود بالاتر

سرمه در چشم فسونساز نمی باید کرد

کار سیلاب کند ریگ روان با بنیاد

تکیه بر عالم ناساز نمی باید کرد

چشم در خانه پر دود گشودن ستم است

پیش زشت آینه پرداز نمی باید کرد

چون ز خط قافله حسن شود پا به رکاب

به خریدار، دگر ناز نمی باید کرد

دهن از حرف بد و نیک چو بستی صائب

هیچ اندیشه ز غماز نمی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۵۳رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵۴حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵۵از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵۶قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۷دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۸دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵۹تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶۰برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.