پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۸

دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد

در میان چون نبود هیچ، سخن نتوان کرد

بس که تقریب پی آب شدن می جوید

نگه گرم به آن سیب ذقن نتوان کرد

خلوتی نیست که خالی ز سخن چین باشد

پیش آیینه درین عهد سخن نتوان کرد

ای که بر آتش گل داشته ای دست از دور

خنده بر ناله مرغان چمن نتوان کرد

دعوی خون من و وعده دلدار یکی است

که به افسون مه و سال کهن نتوان کرد

هر کجا خامه صائب بگشاید سر حرف

سخن از خسرو (و) افکار (حسن) نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶۰برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۶۱سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶۲سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶۳آن که منع من مخمور ز صهبا می‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶۴از دو عالم دل اگر رو به سویدا می‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶۵بی‌تو گر شاخ گلی دیده تماشا می‌کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶۶حسن آن روز که آیینه مصفا می‌کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶۷در چمن جلوه‌گر آن قامت رعنا می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.