پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۳

رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد

زرهی نیست که بتوان به قبا پنهان کرد

این طراوت که گل روی ترا داده خدا

می تواند نفس سوخته را ریحان کرد

گوی خورشید به خون دست ز آسایش شست

حسن روزی که سر زلف ترا چوگان کرد

سرمه خامشی طوطی گویا گردید

بس که نظاره او آینه را حیران کرد

تخم امید من از سعی فلک سبز نشد

دانه سوخته خون در جگر دهقان کرد

هیچ جا زیر فلک قابل آرام نبود

این صدف گوهر محبوس مرا غلطان کرد

غوطه در خون شفق زد ز ندامت صائب

هر که چون صبح لبی زیر فلک خندان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۵۵از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵۶قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵۷دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵۸دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۹تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶۰برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶۱سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶۲سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.