پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۶

قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد

راه باریک چو افتاد گذر نتوان کرد

صبر را حوصله جنبش مژگان تو نیست

پیش شمشیر قضا سینه سپر نتوان کرد

دلم از رشک تماشایی او پر خون است

گرچه در چشمه خورشید نظر نتوان کرد

خرد سست قدم را به حریفان بگذار

که به این بدرقه از خویش سفر نتوان کرد

نگذری تا ز سر هستی ناقص چو حباب

سر ازین قلزم خونخوار بدر نتوان کرد

ای بسا رزم که مردی سپر انداختن است

به شجاعت همه جا دست بدر نتوان کرد

نفس برق درین وادی خونخوار گداخت

از تمنای جهان زود گذر نتوان کرد

عقده ای نیست درین دایره بی سر و پا

که ز هم باز به یک آه سحر نتوان کرد

دهن از خبث بشو پاک که مانند صدف

آب را بی دهن پاک، گهر نتوان کرد

تا چو کشتی ننهی بار رفیقان بر دل

پنجه در پنجه دریای خطر نتوان کرد

تا نمی در قدح اهل مروت باقی است

صائب از کوی خرابات سفر نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۵۸دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵۹تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶۰برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶۱سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶۲سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶۳آن که منع من مخمور ز صهبا می‌کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶۴از دو عالم دل اگر رو به سویدا می‌کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶۵بی‌تو گر شاخ گلی دیده تماشا می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.