پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۲

رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد

اینقدر ناز به آیینه نمی باید کرد

در جوانی ز می ناب گذشتن ستم است

شنبه خود شب آدینه نمی باید کرد

می توان تا گره زلف پریشانی ساخت

دل خود را گره سینه نمی باید کرد

می برد دیده بی شرم طراوت ز عذار

جلوه بی پرده در آیینه نمی باید کرد

تا به اکسیر ریاضت نکنی خون را مشک

خرقه چون نافه ز پشمینه نمی باید کرد

تشنه چشمی غم همکاسه ز دل می شوید

باده در جام سفالینه نمی باید کرد

تیغ بر مرده کشیدن ز جوانمردی نیست

غیبت مردم پیشینه نمی باید کرد

می کند فاش زبان راز نهان را صائب

دزد را محرم گنجینه نمی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۵۴حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵۵از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵۶قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵۷دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۸دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۹تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶۰برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶۱سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.