پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۰

روی آیینه دل تار نمی باید کرد

پشت بر دولت دیدار نمی باید کرد

از پریشان سخنی عمر قلم شد کوتاه

زندگی در سر گفتار نمی باید کرد

بالش نرم، کمینگاه گرانخوابیهاست

تکیه بر دولت بیدار نمی باید کرد

ای گل از آتش اگر خط امان می خواهی

خنده بر مرغ گرفتار نمی باید کرد

با متاعی که به سیم و زر قلب است گران

ناز یوسف به خریدار نمی باید کرد

بوسه گر نیست دل خسته به پیغام خوش است

زندگی تلخ به بیمار نمی باید کرد

ابر رحمت نبود قابل هر شوره زمین

باده تکلیف به هشیار نمی باید کرد

دردها می شود اکثر ز طبیبان افزون

غم خود عرض به غمخوار نمی باید کرد

از رخ تازه زند خون خریداران جوش

جنس خود کهنه به بازار نمی باید کرد

بر لباس است نظر مردم کوته بین را

سر خود در سر دستار نمی باید کرد

بی نگهبان چو شود حسن خطرها دارد

خار را دور ز گلزار نمی باید کرد

دل آزاده خود را چو بخیلان صائب

کیسه درهم و دینار نمی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۵۲رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵۳رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵۴حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵۵از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۶قطع امید ازان موی کمر نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۷دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵۸دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵۹تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.