پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴۵

دولت از دیده بیدار طلب باید کرد

گریه چون شمع نهان در دل شب باید کرد

نیست چون یک دو نفس بیش ترا بهره ز عمر

همچو صبح این دو نفس صرف طرب باید کرد

صبح صادق شود از مشرق سودا طالع

سخن راست ز دیوانه طلب باید کرد

استخوان جای طباشیر نگیرد هرگز

با حسب بهر چه اظهار نسب باید کرد؟

شوخی طفل یکی صد شود از رو دادن

ادب بی ادبان را به ادب باید کرد

ریزش ابر نباشد به فشردن موقوف

از کریمان چه ضرورست طلب باید کرد؟

چشم بستن ز مکافات رکاب ظفرست

خصم مغلوب چو شد ترک غضب باید کرد

هست در خاطر اگر داعیه بخت جوان

صائب از پیر خرابات طلب باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴۷ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۴۸نوبهارست سرانجام زری باید کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۴۹دل چون آینه را تار نمی باید کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵۰روی آیینه دل تار نمی باید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵۱خنده چون کبک به آواز نمی باید کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۲رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵۳رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵۴حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.