پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴۳

کعبه از کوی تو لبیک‌زنان می‌گذرد

زمزم از خاک درت اشک‌فشان می‌گذرد

با همه تار تعلق که در او پیچیده است

شمع در نیم‌نفس از سر جان می‌گذرد

اگر این است فلک، روز و شب عشرت ما

در شب جمعه و روز رمضان می‌گذرد

قصه خنجر الماس مگویید به ما

که در اینجا سخن از تیغ زبان می‌گذرد

غیرت از مدعیان خون مرا خواهد خواست

باغبان کی ز سر جرم خزان می‌گذرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴۵دولت از دیده بیدار طلب باید کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۴۶خویش را پیشتر از مرگ خبر باید کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۴۷ای دل از دشمن خاموش حذر باید کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۴۸نوبهارست سرانجام زری باید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۴۹دل چون آینه را تار نمی باید کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵۰روی آیینه دل تار نمی باید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵۱خنده چون کبک به آواز نمی باید کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵۲رو نهان از دل بی کینه نمی باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.