پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷۹

زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیند

به حرف سخت از جوش خود این میخانه ننشیند

نگردد تا تهی از سنگ جیب و دامن طفلان

به دامان بیابان گرد این دیوانه ننشیند

نسازد خاک خامش آتش ما بیقراران را

می پرزور ما از جوش در پیمانه ننشیند

زچشم شور، آب زندگانی تلخ می گردد

همان بهتر که با فرزانگان دیوانه ننشیند

از در آستین پیوسته دارد شمع اشک خود

که گرد کلفتی بر خاطر پروانه ننشیند

ز آب بحر چون گرد یتیمی بیش می گردد

غبار خاطری کز گریه مستانه ننشیند

مکن زنهار از خلوت نشینی منع زاهد را

چه سازد صورت دیوار اگر در خانه ننشیند؟

نمی ماند به زندان بدن چون روح کامل شد

که صهبا چون نشست از جوش در میخانه ننشیند

زسیلاب بهاران خانه آرایی نمی آید

دل بیتاب ما در کعبه و بتخانه ننشیند

مهیای سفر شو چون قد از پیری دو تا گردد

ته دیوار مایل مردم فرزانه ننشیند

دل ما بیقراران چون شود آسوده در زلفی

که یک دم بر زمین با پای چوبین شانه ننشیند

مروت نیست آلودن به تهمت دامن پاکان

به خلوت عاشق بیتاب با جانانه ننشیند

برومندی نصیب خاکساران می شود صائب

نگردد سبز تا در خاک چندی دانه ننشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸۱تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خود
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸۲کسی تا کی خورد چون شمع رزق از استخوان خود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸۳به بی برگی قناعت می کنم تا نوبهار آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸۴به همت کشتی تن را شکستم تا چه پیش آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸۵نه چندان است شوق من که از دل بر زبان آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸۶کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸۷به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۸۸کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.