پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷۱

دهان تنگ آن شیرین پسر پنهان نمی ماند

ندارد گرچه اصلی این خبر پنهان نمی ماند

مگر عریان شود، ورنه چو گل صد جامه گر پوشد

صفای پیکر آن سیمبر پنهان نمی ماند

فروغ عشق از سیمای عاشق می شود پیدا

درین ابر تنک نور قمر پنهان نمی ماند

ز زیر دامن مجمر شمیم عود رسوا شد

هنرور گر شود پنهان، هنر پنهان نمی ماند

لب از اظهار راز عشق بستم، گرچه می دانم

زشوخی در دل سنگ این شرر پنهان نمی ماند

ندارد آتش سوزنده ظرف بو نهان کردن

عیار خلق مردم در سفر پنهان نمی ماند

همانا تخم ما امیدواران رزق قارون شد

وگرنه دانه در خاک اینقدر پنهان نمی ماند

حدیث اهل دل مشهور عالم می شود صائب

زدریا چون برون آید گهر پنهان نمی ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۷۳زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷۴حباب و موج را هر کس که از دریا جدا بیند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷۵رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷۶همین سرگشتگی چشم حریص از مال می بیند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷۷کسی کز عقل وحشی شد چون مجنون بد نمی بیند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷۸زحیرت عاشق از نظاره اغیار گل چیند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷۹زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۸۰زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.