پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷۰

به دل مژگان آن ناآشنا پنهان نمی ماند

که خاری گر خلد در دست و پا پنهان نمی ماند

برو ای ساده دل این پنبه را بر داغ دیگر نه

درین ابر تنک خورشید ما پنهان نمی ماند

چو آب از لعل و چون رنگ از رخ یاقوت می تابد

صفای دست او زیر حنا پنهان نمی ماند

دل ما و نگاهت هر دو می دانند حال هم

که حال آشنا از آشنا پنهان نمی ماند

زدامان شفق گل می کند هر صبح و هر شامی

چو شمع صبحگاهی خون ما پنهان نمی ماند

تراوش می کند خون دل از سیمای گفتارم

نسیم مشک در جیب صبا پنهان نمی ماند

کجا ابر تنک خورشید را آیینه دان گردد؟

صفای سینه اش زیر قبا پنهان نمی ماند

چه لازم وصف شعر آبدار خود کنی صائب؟

اگر دارد گهر آب صفا، پنهان نمی ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۷۲سر شوریده را فکر سرانجامی نمی ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷۳زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷۴حباب و موج را هر کس که از دریا جدا بیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷۵رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷۶همین سرگشتگی چشم حریص از مال می بیند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷۷کسی کز عقل وحشی شد چون مجنون بد نمی بیند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷۸زحیرت عاشق از نظاره اغیار گل چیند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷۹زسنگ کودکان از پا دل دیوانه ننشیند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.