پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴۱

زدلسوزان مرا بر سر همین داغ جنون آمد

زخونگرمان به بالینم سرشک لاله گون آمد

نگردد جمع با شیرین زبانی فارغ البالی

به تنگ افتاد شکر تا زبند نی برون آمد

مرا چون لاله داغ خشک مغزی نیست امروزی

زمغز خاک بیرون کاسه من سرنگون آمد

خمار زردرویی داشت در پی چون گل رعنا

اگر رنگی به رویم از شراب لاله گون آمد

برات رستگاری پاکدامانی است از دوزخ

زبی جرمی سیاوش سالم از آتش برون آمد

به نان خشک تا قانع شدم از نعمت الوان

به ساحل کشتی من سالم از دریای خون آمد

گشایش در جهات عالم امکان نمی باشد

دوشش زد مهره هر کس از این ششدر برون آمد

پی دلجویی فرهاد، با آن لنگر تمکین

به جان بی نفس شیرین برون از بیستون آمد

به آه گرم دل را آب کن ایمن شو از دوزخ

که خامی عود را صائب به آتش رهنمون آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴۳به عنوانی از ان لب خط جان پرور برون آمد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴۴به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴۵به طوف خاک من گر آن سراپا ناز می آمد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۴۶چنین ساقی اگر دور شراب ناب گرداند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴۷نه آن مرغم که گرد عالمم پرواز گرداند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴۸دل شیرین نمی گردد به سیل از جای خود، ورنه
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴۹نه هر پیمانه ای از حال خود ما را بگرداند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵۰زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.