پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴۴

به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد

زجذب طوطیان از بند نی، شکر برون آمد

زخط عالم سیه شد در نظر آن خال موزون را

سرآید عمر موری را که بال و پر برون آمد

نگاهش تا زمژگان تاخت بیرون سوخت عالم را

عجب آتش عنانی از صف محشر برون آمد

نه امروز از خرابات مغان مخمور می آیم

مکرر ساغرم لب تشنه از کوثر برون آمد

چو قسمت نیست، از اقبال کاری برنمی آید

زظلمت با دهان خشک اسکندر برون آمد

مگردان روی از بخت سیه گر بینشی داری

که اخگر شسته رو از زیر خاکستر برون آمد

زفکر عاقبت دریای خون شد قطره ام صائب

که از بحر صدف می بایدم گوهر برون آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴۶چنین ساقی اگر دور شراب ناب گرداند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴۷نه آن مرغم که گرد عالمم پرواز گرداند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴۸دل شیرین نمی گردد به سیل از جای خود، ورنه
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۴۹نه هر پیمانه ای از حال خود ما را بگرداند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۰زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۱زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵۲کجا داغ جنون را قدر هر فرزانه می‌داند؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز بی‌پروایی آن بی‌درد قدر ما نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.