پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴۷

نه آن مرغم که گرد عالمم پرواز گرداند

ورقهای پر و بال مرا شهباز گرداند

نوای زهره و رقاصی گردون مکرر شد

چه خوش باشد که مطرب پرده این ساز گرداند

محبت غیرتی در چاشنی دارد که گر خواهد

به ناخن بیستون را سینه شهباز گرداند

زکافر نعمتی دل شکوه از داغ جنون دارد

تجلی بیستون را آسمان پرواز گرداند

سپندم، یک نوای آتشین در زیر لب دارم

نیم بلبل که در هر ناله ای آواز گرداند

در آن گلشن که صائب نغمه پردازی کند، بلبل

زرگل را سپند شعله آواز گرداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴۹نه هر پیمانه ای از حال خود ما را بگرداند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵۰زخود بیگانگی را آشنایی عشق می داند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵۱زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵۲کجا داغ جنون را قدر هر فرزانه می‌داند؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز بی‌پروایی آن بی‌درد قدر ما نمی‌داند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۴چه شد قدر مرا گر چرخِ دون‌پرور نمی‌داند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵۵بهار عارض او را به سامان کس نمی داند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵۶چه شد گر خصم بداختر بهای من نمی داند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.