پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱

به قدر رم ازین عالم، توانی آرمید آنجا

که اینجا هر که سستی کرد نتواند رسید آنجا

رواجی نیست در محشر عبادات ریایی را

به سیم قلب نتوان ماه کنعان را خرید آنجا

هلال جام می هر جا نماید گوشه ابرو

ز خجلت پشت سر خارد به ناخن ماه عید آنجا

در اقلیم مدارا ضعف بر قوت بود غالب

به مویی می توان کوه گرانی را کشید آنجا

میاسا از گرستن گر وصال کعبه می خواهی

که باشد جامه احرام از چشم سفید آنجا

به غربال بصیرت پاک گردان دانه خود را

که هر تخمی که کاری، یک به یک خواهد دمید آنجا

اگر بر دفتر عصیان، خط باطل کشی اینجا

نخواهی بر زمین از شرمساری خط کشید آنجا

ز خشکی، خرده ای کز تنگدستان در گره بستی

عرق خواهد شد و بر چهره ات خواهد دوید آنجا

اگر اینجا گشایی عقده ای از کار محتاجان

در جنت به رویت باز گردد بی کلید آنجا

نسازی تا به خون چون لاله اینجا چهره را رنگین

ز جوی شیر نتوان کاسه ها بر سر کشید آنجا

ره بی منتهای عشق دارد جذبه ای صائب

که نتواند شکار وحشی از دنبال دید آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳نه هر کس سر برون با تیغ و خنجر می برد اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴کدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵چه گردیدی گره، تخمی پی فردا بکار اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷منال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰ز سختی های دوران دیده بینا شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.