پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

نه هر کس سر برون با تیغ و خنجر می برد اینجا

سر تسلیم هر کس می نهد سر می برد اینجا

درین میدان جدل با دشمنان کاری نمی سازد

سپر انداختن، از تیغ جوهر می برد اینجا

چه باشد قسمت ما دور گردان از وصال گل؟

که با آن قرب، شبنم دیده تر می برد اینجا

درین دریا به غواصی گهر مشکل به دست آید

دل هر کس که گردد آب، گوهر می برد اینجا

مکن تلخ از دروغ بی ثمر زنهار کام خود

که صبح از راستی قند مکرر می برد اینجا

چو گل هر کس به روی تازه وقت خلق خوش دارد

ز احسان بهاران دامن زر می برد اینجا

ندارد حسن عالمسوز غیر از عشق دلسوزی

غبار از چهره آتش سمندر می برد اینجا

کند پهلو تهی از هیزم تر آتش سوزان

خوشا آن کس که با خود دامن تر می برد اینجا

ترا بی جرأتی از سود دریا می شود مانع

وگرنه هر که موم آورد عنبر می برد اینجا

کیم من تا نپیچد فکر عشق او مرا در هم؟

که سیمرغ فلک سر در ته پر می برد اینجا

به فرق هر که صائب داغ سودا سایه اندازد

عذاب گرمی خورشید محشر می برد اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵چه گردیدی گره، تخمی پی فردا بکار اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷منال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰ز سختی های دوران دیده بینا شود پیدا
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱مرا آن روز راه حرف با دلبر شود پیدا
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲که را می گشت در دل کز زمین انسان شود پیدا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.