پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶

گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا

سخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجا

سبکروحانه خود را بر دم تیغ شهادت زن

به کوری خرج خواهی کرد تا کی نقدجان اینجا؟

ز بخت سبز بیزارند، حیران گشتگان تو

نمی گیرد به خود عکس چمن آب روان اینجا

به خون عاجزان چرخ سیه دل تشنه تر باشد

سر شبنم کند خورشید تابان بر سنان اینجا

که می آید برون از عهده دریای شکر او؟

چه سازد گر نگردد آب، شمشیر زبان اینجا؟

ز صحرای تعلق چون کسی سالم برون آید؟

زمین گیرست از تر دامنی ریگ روان اینجا

به ناکامی سرآور تا به کام دل رسی صائب

نراند هر که کام از خود، نگردد کامران اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۹دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰ز سختی های دوران دیده بینا شود پیدا
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱مرا آن روز راه حرف با دلبر شود پیدا
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲که را می گشت در دل کز زمین انسان شود پیدا؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۳ز زلف آه آخر روی جانان می شود پیدا
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۴در آن زلف سیه دل‌های خونین می‌شود پیدا
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵هَزاران همچو بلبل هر بهاری می‌شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.