پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴

در آن زلف سیه دل‌های خونین می‌شود پیدا

درین سنبلستان آهوی مشکین می‌شود پیدا

به دامن می‌رسد چاک گریبان گل‌عذاران را

به هر محفل که آن دست نگارین می‌شود پیدا

به هر صورت که باشد عشق دل را می‌دهد تسکین

که بهر کوهکن از سنگ شیرین می‌شود پیدا

سیه‌روزی ندارد عشق او چون من که مجنون را

ز چشم شیر، شمع از بهر بالین می‌شود پیدا

به نومیدی مده از دست خود دامان شب‌ها را

که از خاک سیه گل‌های رنگین می‌شود پیدا

گرانی‌های غفلت لازم افتاده است دولت را

که در جوش بهاران خواب سنگین می‌شود پیدا

سبک‌روحانه سر کن گر سبکباری طمع داری

که در دل کوه غم از کوه تمکین می‌شود پیدا

ز حرف عشق، صائب می‌روند افسردگان از جا

اگر در مرده‌ها جنبش ز تلقین می‌شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶اگر در دل ز سوز عشق داغی می شود پیدا
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸به عریانی نگردد از لطافت آن بدن پیدا
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹ز سیما می شود روشندلان را مهر و کین پیدا
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱ز سرسبزی حیات جاودان بخشد تماشا را
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما را
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳چه می آری به گردش هر نفس آن چشم شهلا را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.