پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا

که بیم این جهانی، می شود یکسر امید آنجا

مگیر آرام اینجا، تا توانی آرمید آنجا

که هر کس گشت کاهل، روی آسایش ندید آنجا

ندارم با سیه کاری ز محشر بیم رسوایی

که از خجلت نخواهد نامه من شد سفید آنجا

ازان خون بر سر تیغ شهادت می شود اینجا

که چون گل، سرخ رو از خاک می خیزد شهید آنجا

غریبی ناگوار از قطع اسباب است بر مردم

نبیند روی غربت هر که رخت خود کشید آنجا

نخورد اینجا ز غفلت هر که روی دست از دنیا

نخواهد از ندامت پشت دست خود گزید آنجا

ز خاموشی گذارد هر که اینجا بر جگر دندان

به جنت می تواند رفت بی گفت و شنید آنجا

کسی کز سایه اش اینجا نیاسود آتشین مغزی

کجا در سایه طوبی تواند واکشید آنجا؟

چو خود را یافتی، در توست هر مطلب که می جویی

به خود هر کس رسید اینجا، به آسانی رسید آنجا

ز دل باشد، گشادی هست اگر در حشر جانها را

که عقل از اندرون خانه می دارد کلید آنجا

مشو صائب ز آه و ناله غافل تا نفس داری

که آه سرد اینجا، سایه ها دارد ز بید آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲مرو چون غافلان ای طالب منزل به خواب اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳نه هر کس سر برون با تیغ و خنجر می برد اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴کدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵چه گردیدی گره، تخمی پی فردا بکار اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶گهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷منال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.