پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۶

به مستی از ته دل آدمی خشنود می باشد

نشاط هوشیاران قلب روی اندود می باشد

زیان نقصان ندارد مایه داران مروت را

فرومایه است هر کس دیده اش بر سود می باشد

زفیض چشم حق بین در بیابانی است جولانم

که آنجا هر سیاهی کعبه مقصود می باشد

تو کز ذوق شهادت غافلی سیر گلستان کن

که ما را شاخ گل شمشیر خون آلود می باشد

نشد دست زرافشان مهر را خاک از فرو رفتن

نمی ریزد زهم دستی که صاحب جود می باشد

تفاوت نیست پیش بلبلان در خرده های گل

به چشم عارفان هر اختری مسعود می باشد

حریص از بیقراری نقد خود را نسیه می سازد

دل خرسند را هر نسیه ای موجود می باشد

مآل کفر و ایمان را نمی دانم، همین دانم

که هر کس عشق ورزد عاقبت محمود می باشد

نگردد با بصیرت جمع در زیر فلک بودن

گریزان چشم بینای شرر از دود می باشد

زدست انداز دوران پاره گردیدن نمی داند

لباسی را که اشک و آه تار و پود می باشد

بغیر از درد و داغ عشق صائب هر چه اندوزی

به بازار قیامت سربسر نابود می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰۸نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰۹پرستاری دل افگار را دشوار می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۰طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۱تو پنداری دل خوش در جهان بسیار می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱۲حضور قلب کی در سینه پرشور می باشد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱۳گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱۴بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱۵دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.