پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۸

نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد

بلای آسمانی سخت بی زنهار می باشد

دهان چون شیشه پرخنده است پای خم نشینان را

خوشا کبکی که در دامان این کهسار می باشد

دل از صد رهگذر باشد پریشان سبحه داران را

حواس جمع را شیرازه از زنار می باشد

عنان نشأه را پیچد لباس عاریت بر هم

خوشا مستی که در میخانه بی دستار می باشد

غنیمت دان در آن کنج دهن آن خال مشکین را

که در دوران خط این نقطه بی پرگار می باشد

بلا گردان به قدر حسن باشد هر جمالی را

که نیل چشم زخم میکشان هشیار می باشد

عنان برق را ابر سیه صائب نمی گیرد

نماند در جگر آهی که آتشبار می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۰طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۱تو پنداری دل خوش در جهان بسیار می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۲حضور قلب کی در سینه پرشور می باشد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۳گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱۴بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱۵دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱۶صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱۷گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.