پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱۴

بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد

گل این بوستان خمیازه آغوش می باشد

دوامی نیست حسن نازپروردان بستان را

که خون لاله و گل هفته ای در جوش می باشد

به تلخی تا نکرد از خواب شیرین پشه بیدارم

ندانستم که نیشی لازم هر نوش می باشد

مکن ای خرمن گل سرکشی با ما تهیدستان

که این اوراق را شیرازه از آغوش می باشد

نباشد دیده های شرمگین را بهره از روزی

تهی چشمی زنعمت قسمت سرپوش می باشد

مرا از خانه زنبور شهد این نکته روشن شد

که چون افتاد منزل مختصر، پرنوش می باشد

زجوش باده تا شد خشت خم سیراب، دانستم

که رزق خاکساران باده سرجوش می باشد

سراپا چشم شو تا دامن مطلب به دست آری

که زر چون حلقه گردد جای او در گوش می باشد

ببند از گفتگو لب تا دلت روشن شود صائب

که این آیینه را صیقل لب خاموش می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۶صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۷گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۸زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۹زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲۰خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲۱دل یکرنگ در غمخانه دنیا نمی‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲۲بهشتی بی دماغان را به از خلوت نمی باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲۳دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.