پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۱

دل یکرنگ در غمخانه دنیا نمی‌باشد

درین بستان گلی غیر از گل رعنا نمی‌باشد

نمی‌اندیشد از زخم زبان هرکس که مجنون شد

ز تیغ کوه کبک مست را پروا نمی‌باشد

ز خود بیگانگان را لازم افتاده است تنهایی

به خود هرکس که گردید آشنا تنها نمی‌باشد

ز صید خود نگردد دام در زیر زمین غافل

که آب و گل حجاب دیده بینا نمی‌باشد

لب ما خامش است از حرف خواهش چون لب ساغر

وگرنه بخل در سرچشمه مینا نمی‌باشد

فروغ عاریت گاهی نهان، گه می‌شود پیدا

من و نوری که نه پنهان و نه پیدا نمی‌باشد

به حفظ راز عاشق کوه طاقت برنمی‌آید

شرار شوخ را آرام و در خارا نمی‌باشد

درین بستان‌سرا زان کاسه خود سرنگون دارم

که جام سرنگون لاله بی‌صهبا نمی‌باشد

ملایم‌طینتان آسوده‌اند از سردی دوران

که نخل موم را اندیشه از سرما نمی‌باشد

گوارا می‌شوند از وسعت مشرب گران‌جانان

که کشتی‌های سنگین، بار بر دریا نمی‌باشد

ندارد انتهایی همچو مجنون سیر و دور ما

که بی‌پرگار هرگز نقطه سودا نمی‌باشد

ز سختی‌های دوران نیست پروا گوشه‌گیران را

ز کوه قاف باری بر دل عنقا نمی‌باشد

به چشم کم مبین زنهار آثار بزرگان را

که پیرو را دلیلی به ز نقش پا نمی‌باشد

ز دامان وسایل دستگیری گر طمع داری

درین وحشت‌سرا جز دامن شب‌ها نمی‌باشد

به ظاهر سرو را هرچند پا در گل بود صائب

همان غافل ز سیر عالم بالا نمی‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲۳دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۲۴شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲۵اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲۶گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲۷نظرگاهی مرا غیر از دل روشن نمی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲۸حصاری آدمی را به ز همواری نمی‌باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲۹سخن را از خموشی پرده بر رو گر دهن پوشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳۰دل ظالم از آب چشم مظلومان نیندیشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.