پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۵

اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد

نپیچد ناله در هر دل که کوه غم نمی باشد

فریب عشرت دنیا مخور کز بهر جمعیت

کمند وحدتی چون حلقه ماتم نمی باشد

به کوه بیستون درد چون فرهاد تن درده

که در میزان عدل عشق سنگ کم نمی باشد

مکن مرهم به زخم سینه صد چاک من ضایع

که چون چاک قفس زخم مرا مرهم نمی باشد

منم گر بیوفا، پس نیست در عالم وفاداری

تویی گرآشنا، بیگانه در عالم نمی باشد

مخور چون صبح کوته بین فریب عشرت دنیا

که عمر خنده شادی به جز یک دم نمی باشد

قدم بیرون منه از حلقه صاحبدلان صائب

سلیمان را حصاری بهتر از خاتم نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲۷نظرگاهی مرا غیر از دل روشن نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۲۸حصاری آدمی را به ز همواری نمی‌باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲۹سخن را از خموشی پرده بر رو گر دهن پوشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳۰دل ظالم از آب چشم مظلومان نیندیشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳۱زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳۲سبک مغزی کز اسباب جهان بر خویش می بالد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳۳خط شبرنگ از ان لعل لب گلرنگ می بالد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳۴نسیم مصر با صد کاروان یوسف لقا آمد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.