پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۴

شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد

فروغ مهر در فرمان نیلوفر نمی باشد

چراغ طور در فانوس مستوری نمی گنجد

سپند شوخ را آرام در مجمر نمی باشد

در آب چشم می بینند مردم صورت خود را

درین ماتم سرا آیینه دیگر نمی باشد

همیشه نعمت آماده است مهمان سلیمان را

کسی کز خوان دل روزی خورد لاغر نمی باشد

نگردد جمع علم ظاهری با سینه روشن

صفا در چهره آیینه با جوهر نمی باشد

در آن هنگامه صد زخم نمایان بر جگر دارم

که غیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد

زخط گلرخان بردار صائب کام دل اینجا

که در فردوس این ریحان جان پرور نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲۶گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۲۷نظرگاهی مرا غیر از دل روشن نمی باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲۸حصاری آدمی را به ز همواری نمی‌باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲۹سخن را از خموشی پرده بر رو گر دهن پوشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳۰دل ظالم از آب چشم مظلومان نیندیشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳۱زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳۲سبک مغزی کز اسباب جهان بر خویش می بالد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳۳خط شبرنگ از ان لعل لب گلرنگ می بالد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.