پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۹

سخن را از خموشی پرده بر رو گر دهن پوشد

دهان تنگ آن شیرین تکلم را سخن پوشد

شهید عشق هیهات است غیر از خون کفن پوشد

که دریا از کفی کز خود بر آرد پیرهن پوشد

نمی اندیشد از غماز هر کس پاکدامن شد

که بر تقصیر یوسف پرده چاک پیرهن پوشد

ز استغنا نپردازد به عاشق حسن سنگین دل

مگر از خون خود تشریف رنگین کوهکن پوشد

لطافت را لباس ظاهری بی‌پرده می‌سازد

به عریانی تن خود را مگر آن سیم‌تن پوشد

فروغ ماه در ابر تنک پنهان نمی‌ماند

تن سیمین او را نیست ممکن پیرهن پوشد

روان شو تشنه جانان را اگر سیراب می‌سازی

که خط نزدیک گردیده است آن چاه ذقن پوشد

شود پروانه بیتاب را از سوختن مانع

اگر پیراهنِ فانوس شمع انجمن پوشد

بود زهر اجل، خشم و غضب پاکیزه گوهر را

که از کف وقت طوفان بیشتر دریا کفن پوشد

به گِل نتوان نهفتن پرتو خورشید را صائب

زهی نادان که خواهد پرده بر روی سخن پوشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳۱زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳۲سبک مغزی کز اسباب جهان بر خویش می بالد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۳۳خط شبرنگ از ان لعل لب گلرنگ می بالد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳۴نسیم مصر با صد کاروان یوسف لقا آمد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳۵به ناز افراختی قامت فلکها در سجود آمد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳۶نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳۷بده ساقی می گلگون که ایام بهار آمد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳۸در و دیوار در وجد از نسیم نوبهار آمد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.