پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۳

دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد

که گوش امن در دریای بی لنگر نمی باشد

تو از کوتاه بینی ها اجل را دور می دانی

وگرنه غایبی از مرگ حاضرتر نمی باشد

ندارد شکوه ای از تیره بختیها دل روشن

که اخگر را لباسی به زخاکستر نمی باشد

زعرض حال خاموشم که زخم اهل غیرت را

بغیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد

دل آزاده زود از قید هستی می جهد بیرون

سپند شوخ یک دم بیش در مجمر نمی باشد

ز اشک و آه مگسل گر دل خود جمع می خواهی

که این اوراق را شیرازه دیگر نمی باشد

زوصل نوخطان بردار صائب کام دل اینجا

که در فردوس این ریحان جان پرور نمی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲۵اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۲۶گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲۷نظرگاهی مرا غیر از دل روشن نمی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲۸حصاری آدمی را به ز همواری نمی‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲۹سخن را از خموشی پرده بر رو گر دهن پوشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳۰دل ظالم از آب چشم مظلومان نیندیشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳۱زجوش مغز مستان را به سردستار می رقصد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳۲سبک مغزی کز اسباب جهان بر خویش می بالد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.