پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱۶

صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد

شود ماتم سرا عالم چو دل غمناک می باشد

دهد چون مشکلی رو، دست در دامان ساقی زن

که می روشنگر آیینه ادراک می باشد

به فکر عالم بالاست دل در خاکساریها

نظر بر ابر دارد دانه تا در خاک می باشد

مرا آن کس که در بند لباس آرد نمی داند

که بر عاشق گریبان حلقه فتراک می باشد

زغیرت خون شبنم می خورد بلبل، نمی داند

که آب روی گل از دیده نمناک می باشد

نباشد هیچ دست از دست اهل جود بالاتر

که هر نخل بلندی زیر دست تاک می باشد

بود بر نهر حکم چشمه در هر حالتی جاری

زبان هم پاک می گردد اگر دل پاک می باشد

مرا از چنگل و منقار باز این علم حاصل شد

که هر نار است درگیرندگی چالاک می باشد

چو داغ لاله صائب از سیاهی برنمی آید

دل هر کس کباب از روی آتشناک می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۸زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۹زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲۰خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲۱دل یکرنگ در غمخانه دنیا نمی‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲۲بهشتی بی دماغان را به از خلوت نمی باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲۳دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲۴شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲۵اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.