پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱۵

دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد

به قدر آرزو دل‌های مردم ریش می‌باشد

به مقدار حطام دنیوی دود از سرا خیزد

توانگر را ز درویش آه حسرت بیش می‌باشد

ز زنبور عسل این نکتهٔ باریک روشن شد

که در دنبال، نوش این جهان را نیش می‌باشد

سفر اخلاق خوب و زشت را بی‌پرده می‌سازد

کجی در تیر پوشیده است تا در کیش می‌باشد

به عرض علم نبود یک سر مو چشم مردم را

فضیلت در زمان ما به عرض ریش می‌باشد

ز عمر رفته جز کلفت نباشد حاصل پیران

که در دنبال، گرد کاروانی بیش می‌باشد

به خون یکدگر باشند ارباب طمع تشنه

سگ از راه گرفتن دشمن درویش می‌باشد

ندارد از شبیخون نسیم صبح غم صائب

که سوز دل چراغ خانهٔ درویش می‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۷گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۸زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۹زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲۰خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲۱دل یکرنگ در غمخانه دنیا نمی‌باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲۲بهشتی بی دماغان را به از خلوت نمی باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲۳دل پر آرزو خالی زشور و شر نمی باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲۴شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.