پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱۳

گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد

چو نیش و نوش با هم شد زآفت دور می باشد

به یک اندازه باشد تلخی و شیرینی عالم

به قدر اشک چوب تاک را انگور می باشد

مجو در لقمه اهل قناعت ناگوارایی

که این مو در کمین کاسه فغفور می باشد

کند جمعیت دنیا فساد نفس را ظاهر

که این مکاره از بی چادری مستور می باشد

به قدر اختصار از خانه لذت می توان بردن

حلاوت فرش در کاشانه زنبور می باشد

زما دارالسرور نیستی ماتم سرایی شد

گره بر جبهه دار از سر منصور می باشد

شد از کسب هوا قصر حباب از موجه ای ویران

سرای شوخ چشمان یک نفس معمور می باشد

نشد سر بر خط فرمان گذارد طاق ابرویش

نمی گیرد به خود زه چون کمان پرزور می باشد

به پیغامی زبان شکوه ما می توان بستن

زخرمن دانه ای قفل دهان مور می باشد

شکست از سنگ اخوان گوهر بی قیمت یوسف

حسد در مردم نزدیک بیش از دور می باشد

سبکباری بود در خواب حمال گرانجان را

اگر دارد حریص آسایشی، در گور می باشد

نمی دانم کم از مکتوب، پیغام زبانی را

نمک بر زخم عاشق مرهم کافور می باشد

مبین صائب به عیب خلق اگر از پاک چشمانی

که عیب از دیده های پاک بین مستور می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۵دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۶صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۷گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۸زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱۹زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲۰خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲۱دل یکرنگ در غمخانه دنیا نمی‌باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲۲بهشتی بی دماغان را به از خلوت نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.