پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱۰

طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد

گره در سبحه بیش از رشته زنار می باشد

خطر بسیار دارد حرف حق با باطلان گفتن

سر منصور را بالین زچوب دار می باشد

بپوش از خواب شیرین چشم اگر جویای دیداری

که فتح الباب دولت، دیده بیدار می باشد

زدل هر کس نظر برداشت بی حاصل بود سیرش

زمرکز هر که غافل گشت بی پرگار می باشد

دل روشن به جسم تیره هیهات است پردازد

که پشت آیینه را پیوسته بر دیوار می باشد

یکی صد شد شتاب عمر از سنگینی خوابم

که سیلاب از گرانسنگی سبکرفتار می باشد

به مقدار پرستاران بود رنجوری هر کس

خوشا احوال بیماری که بی غمخوار می باشد

به جای زرمکن خرج آبروی خویش را صائب

مخواه از آشنایان هر چه در بازار می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۱۲حضور قلب کی در سینه پرشور می باشد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱۳گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱۴بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۵دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱۶صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱۷گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱۸زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱۹زدوری بیش وصل دلبران جانکاه می باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.