پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۵

ز فرمان قضا گردنکشی دیوانگی باشد

درین میدان سپر انداختن مردانگی باشد

زعجز من دلیر آن کس که می گردد نمی داند

که پشت دست من سرپنجه مردانگی باشد

زیوسف من به بوی پیرهن قانع نمی گردم

که دامان وسایل پرده بیگانگی باشد

به تشریف سجود آستان از دور خرسندم

کیم من تا مرا اندیشه همخانگی باشد؟

به دست دختر رز اختیار خویش را دادن

در آیینه خردمندان نه از مردانگی باشد

زچندین قطره باران یکی گوهر شود صائب

زصدعاقل یکی شایسته دیوانگی باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰۷دو شب از ماه نو سالی به عید امید می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰۸نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۰۹پرستاری دل افگار را دشوار می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱۰طلبکار خدا را درد دل بسیار می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱۱تو پنداری دل خوش در جهان بسیار می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱۲حضور قلب کی در سینه پرشور می باشد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱۳گل بی خار را شبنم زچشم شور می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۱۴بهار زندگانی با خزان همدوش می باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.