پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰۹

دل خام مرا رخسار آتشناک می‌سازد

که عود خام را آتش ز هستی پاک می‌سازد

به طوف خاک ناحق‌کشتگان دامن‌کشان رفتن

ز حرف دعوی خون سینه‌ها را پاک می‌سازد

ز دام سرو بالایی رهایی آرزو دارم

که طوق قمریان را حلقه فتراک می‌سازد

تمنای ترحم دارم از خونریز مژگانی

که تیغ خود به دامان قیامت پاک می‌سازد

چنان کز پرده شب رهزنان را جرأت افزاید

نقاب خط مشکین حسن را بی‌باک می‌سازد

از آن ننشیند از طوفان به دامن گرد ساحل را

که از دریای گوهر با خس و خاشاک می‌سازد

ز همراهان یکدل شوق سالک بیشتر گردد

گرانی سیل را در جستجو چالاک می‌سازد

فروغ عارض او سیل خون از دیده می‌آرد

اگر خورشید گاهی دیده‌ای نمناک می‌سازد

صفای روی خوبان است در دلسوزی عاشق

که این آیینه را خاکستر دل پاک می‌سازد

گرفتاری بهار بی‌خزانی زیر پر دارد

که جوش گل گریبان قفس را چاک می‌سازد

خروش سیل صائب می‌شود در کوهسار افزون

مرا سنگ ملامت بیشتر چالاک می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱۱زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱۲لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱۳فرنگی‌طلعتی کز دین مرا بیگانه می‌سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱۴به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱۵خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱۶سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی‌سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱۷زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱۸دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.