پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰۸

برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد

که دل خوردن مرا از زندگانی سیر می سازد

زآهو تا جدا شد نافه چون دستار شد مویش

غریبی در جوانی آدمی را پیر می سازد

مرا بس در میان دور گردان این سرافرازی

که مکتوب مرا جانان نشان تیر می سازد

خموشی خوب می گوید جواب هرزه گویان را

نسیم بی ادب را غنچه تصویر می سازد

خرد شهری است از وحشی نژادان می کند وحشت

بیابانی است سودا با پلنگ و شیر می سازد

گل تدبیرهای بی ثمر باشد پشیمانی

نگیرد لب به دندان هر که با تقدیر می سازد

هم آوازی چو باشد نعره واری نیست تا منزل

من دیوانه را همراهی زنجیر می سازد

چنین گر فکر زلفش می دواند ریشه در جانم

رگ سودا سرم را خامه تصویر می سازد

زبس دلها نیامیزد به هم صائب عجب دارم

که چون در روزگار ما شکر با شیر می سازد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱۰غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱۱زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱۲لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱۳فرنگی‌طلعتی کز دین مرا بیگانه می‌سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱۴به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱۵خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱۶سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی‌سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱۷زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.