پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱۵

خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد

کدورت صبح شنبه را شب آدینه می سازد

غباری از لباس فقر بر دل نیست صوفی را

به روی تازه به با خرقه پشمینه می سازد

رخش از حلقه خط می کند پیدا نظربازان

چه طوطیها زموم سبز این آیینه می سازد

ندارد نشأه سرجوش درد عالم امکان

مرا جان تازه یاد مردم پیشینه می سازد

صدف را دل دو نیم از گوهر دریا شکوهم شد

مرا از دیده ها مستور کی گنجینه می سازد؟

به نسبت آشنایی کن که با ناجنس پیوستن

ترا با خوش قماشی در نظرها پینه می سازد

به آسانی قدم بر اوج عزت می نهد صائب

گرانقدری که از حفظ مراتب زینه می سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱۷زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱۸دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱۹مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۰قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲۱به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲۲مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۲۳دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲۴سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.