پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۲

مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد

که شمع از بال و پر افشانی پروانه می لرزد

گرانی می کند دست تهی بر نخل بارآور

چو افتد در میان عاقلان دیوانه می لرزد

نلرزد بیجگر از تیغ لنگردار چندانی

که از قرب گرانجانان دل فرزانه می لرزد

اگرچه بی طلب رزقش به پای خویش می آید

همان مرغ قفس را دل به آب و دانه می لرزد

بود در ملک هستی حکم سیلاب فناجاری

که بر خود کوه و کاه اینجا به یک دندانه می لرزد

دل آگاه چون از رگ غافل می تواند شد؟

زبیم آسیا در خوشه دایم دانه می لرزد

چه دست و پا تواند زد دل بی دست و پای من؟

که از زلف گرهگیر تو دست شانه می لرزد

غم جان گرامی نیست یک مو تن پرستان را

که جغد از گنج گوهر بیش بر ویرانه می لرزد

نریزد چون دل از بیگانگان در دامنم صائب؟

که از آواز پای آشنا این خانه می لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۴سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۵اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می‌سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.