پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳۰

ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟

سپند از آتش ما تنگدستان بینوا خیزد

نصیحت برنینگیزد زمین گیران غفلت را

ره خوابیده هیهات است از بانگ درا خیزد

عبوس زاهد خشک از می گلگون نگردد کم

مگر در سوختن چین از جبین بوریا خیزد

پشیمانی ندارد در طلب از پای افتادن

درین وادی کسی کز پا درآید بی عصا خیزد

به خاموشی مباش از انتقام عاجزان ایمن

که سیل از کوهسار خاکساران بی صدا خیزد

به وصل از دامن عاشق ندارد دست دلگیری

که ممکن نیست زنگ آهن از آهن ربا خیزد

درون پرده دل با خیالش خلوتی دارم

که صحبت می خورد بر هم سپندی گر زجا خیزد

دو عالم را به یک پیمانه می بخشند مخموران

اگر قارون نشیند با می آشامان گدا خیزد

مگو تأثیر در افغان سنگین دل نمی باشد

که دل را آب سازد ناله ای کز آسیا خیزد

سعادت نیست چون ذاتی، شقاوت می شود آخر

نخواهم دولتی کز سایه بال هما خیزد

اگر قسمت نگیرد دست ما گم کرده راهان را

چه از پای طلب آید، چه از دست دعا خیزد؟

ز تن پرور کند پهلو تهی آثار درویشی

که از پهلوی فربه زود نقش بوریا خیزد

زعشق پاکدامن مدعا این است عاشق را

که از بزم تو یک ره با دل بی مدعا خیزد

جدایی مشکل است از دشمن جانسوز اگر باشد

کز آتش دور چون گردد سپند، از وی صدا خیزد

ازان صائب نظر از خاک پایش برنمی دارم

که سازد چشم روشن گریه ای کز توتیا خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۶خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۷مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۸به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۹نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.