پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳۱

ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟

اثر در دل ندارد گریه ای کز توتیا خیزد

ازان بر آسمان ساید سرش از سرفرازیها

که پیش پای هر خار و خسی آتش زجاخیزد

مسلم کی گذارد ناله مظلوم ظالم را؟

که پیش از دانه فریاد از نهاد آسیا خیزد

گزیری نیست از غفلت دل ارباب دولت را

که این ابر سیه از سایه بال هما خیزد

مرا جان تازه شد زان خط پشت لب، چنین باشد

رگ ابری که از آب روان بخش بقا خیزد

حواس جمع من چون دود از روزن رود بیرون

چو از بیرون در آواز پای آشنا خیزد

من بی دست و پاآیم چسان بیرون از ان محفل

که نتواند سپند از حیرت رویش زجا خیزد

پر و بال سمندر را زآتش نیست پروایی

به می زان روی آتشناک کی رنگ حیا خیزد؟

لباس فقر بر تن پروران صائب نمی چسبد

که از پهلوی فربه زود نقش بوریا خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۶خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۷مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۸به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۹نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴۰کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.