پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳۸

به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد

زغیرت خون گل یک نیزه از جوش تو برخیزد

زخجلت باغبان بر خاک مالد روی گلها را

غبار خط چو از رخسار گلپوش تو برخیزد

به استقبال یوسف وا کند آغوش پیراهن

عبیری را که از صبح بناگوش تو برخیزد

غبار خط مناسب نیست آن رخسار نازک را

مگر گرد یتیمی از در گوش تو برخیزد

گره گردد زبان غنچه گویا در آن محفل

که مهر خامشی از چشمه نوش تو برخیزد

تو آن سرو قباپوشی ریاض آفرینش را

که صبح از جا به انداز برو دوش تو برخیزد

زتمکین نکویی نامه سربسته را ماند

خط سبزی که از لبهای خاموش تو برخیزد

تو گل در خوابگاه افشانی و من خون خود ریزم

که از بهر چه این بی شرم از آغوش تو برخیزد

کدامین شعله رخسارست در خاطر ترا صائب؟

که سقف آسمان وقت است از جوش تو برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴۰کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴۱کجا بی باده زنگ از خاطر اندوهگین خیزد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴۲زرخسار تو رنگ از گلشن ایجاد می خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴۳مرا از دل زقرب خط دلبر دود می خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴۴زسوز دل مرا از چشم گریان دود می خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴۵مرا اسباب عشرت از دل دیوانه می‌خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۴۶دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴۷زدل زنگ ملال از باده احمر نمی خیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.