پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۳

مرا از دل زقرب خط دلبر دود می خیزد

زرشک خضر از جان سکندر دود می خیزد

نگردد بی صفا از خط بزودی لعل سیرابش

که با تمکین زروی آتش تر دود می خیزد

چنین گر آب خود دارد دریغ از تشنگان لعلش

به اندک فرصتی زین آب گوهر دود می خیزد

کند زود آتش بی دود او را دود بی آتش

به این عنوان اگر زان روی انور دود می خیزد

تعجب نیست گر طوطی چو شمع سبز در گیرد

که از حسن گلو سوزش زشکر دود می خیزد

زبال و پر کند پروانه من بستر و بالین

در آن آتش که از جان سمندر دود می خیزد

نسوزد برق تا خود را، نسوزاند گیاهی را

زمظلومان پس از جان ستمگر دود می خیزد

از این آتش که من از شوق او در زیر پا دارم

زنقش پای من تا روز محشر دود می خیزد

که را در کوهسار عشق دیگر پا به سنگ آمد؟

که از داغ پلنگان همچو مجمر دود می خیزد

زکلک تر زبان خامی است امید ثمر صائب

که با صد خون دل زین هیزم تر دود می خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴۵مرا اسباب عشرت از دل دیوانه می‌خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴۶دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴۷زدل زنگ ملال از باده احمر نمی خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴۸غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴۹که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵۰سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵۱تلاش نام داری چون نگین تن در سیاهی ده
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۲به کشت خشمگینان آتش از ابر بلا ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.