پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵۰

سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد

چو داغ لاله دود از روزن ما برنمی خیزد

که با ما می تواند دعوی افتادگی کردن؟

که از افتادگی مو بر تن ما برنمی خیزد

نسازد دستبرد ابر هرگز خشک دریا را

به افشردن تری از دامن ما برنمی خیزد

نشد از شرم عصیان آب گردد این دل سنگین

به آتش بستگی از آهن ما برنمی خیزد

زما نتوان شنیدن شکوه ای از سینه صافیها

غباری از زمین روشن ما برنمی خیزد

زگوهر دور نتوان ساختن گرد یتیمی را

به افشاندن غبار از دامن ما بر نمی خیزد

نفس از سینه مجروح ما بیرون نمی آید

زدلچسبی نسیم از گلشن ما برنمی خیزد

مجو آه از دل خرسند، ما آیینه طبعان را

که دود از خانه بی روزن ما برنمی خیزد

به هم چون خوشه پیوسته است صائب دانه دلها

که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۵۲به کشت خشمگینان آتش از ابر بلا ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۵۴گل اندامی که در پیراهن من خار می ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵۵به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵۶مسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵۷کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵۸غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۹زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.