پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۹

که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟

که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟

عبث ای ابر زحمت می دهی دریای رحمت را

به صد طوفان غبار از خاطر ما برنمی خیزد

غبار خاطری دایم به چشم پرده می پوشد

که می گوید که گرد از روی دریا برنمی خیزد؟

اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد

کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی خیزد

کدامین شب خیال خال او در سینه می آید

که مانند سپند از جا سویدا برنمی خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۵۱تلاش نام داری چون نگین تن در سیاهی ده
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵۲به کشت خشمگینان آتش از ابر بلا ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵۴گل اندامی که در پیراهن من خار می ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵۵به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵۶مسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر می‌ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵۷کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۸غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.