پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵۶

مسلسل حرف از آن مژگان خوش تقریر می‌ریزد

سخن زین خامه فولاد چون زنجیر می‌ریزد

مخور بر دل مرا تا برخوری زان چهره نوخط

که از لرزیدن من جوهر از شمشیر می‌ریزد

چه گل‌ها می‌توان چید از دل بی‌طاقت عاشق

در آن محفل که رنگ از چهره تصویر می‌ریزد

سلامت خواهی از چشم بدان، سر در گریبان کش

که از گردن‌فرازی بر هدف‌ها تیر می‌ریزد

نه از نازست اگر کم حرف افتاده است لب‌هایش

قلم چون تنگ شق افتد رقم زو دیر می‌ریزد

تو سنگین دل به جوی شیر قانع نیستی، ورنه

به قدر حاجت از پستان قسمت شیر می‌ریزد

ز حیرانی به دندان می‌گزی انگشت گستاخی

اگر دانی چه‌ها از خامه تقدیر می‌ریزد

مرا بگذار با ویرانی ای معمار سنگین‌دل

که رنگ از روی من ز اندیشه تعمیر می‌ریزد

من عاجز کنم چون از علایق جمع دامن را؟

که رنگ آتش از این خار دامنگیر می‌ریزد

مکش تیغ زبان صائب به هر بیهوده‌گفتاری

که از عاجزکشی‌ها این دم شمشیر می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۵۸غمی هر دم به دل از سینه صد چاک می ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۵۹زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶۰اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۶۱به دلهای فگار آن لعل روشن گوهر آویزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶۲هلال عید از گردون زنگاری هویدا شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶۳زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۶۴فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۶۵زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.