پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶۴

فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد

درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد

زچشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد

که از هر حلقه اش انگشتر زنهار پیدا شد

سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری

به خاب ناز رو چون دولت بیدار پیدا شد

محک از کارهای سخت باشد شیرمردان را

به مردم جوهر فرهاد در کهسار پیدا شد

مسلمان می شمردم خویش را، چون شد دلم روشن

ز زیر خرقه ام چون شمع صدزنار پیدا شد

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری

عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶۶اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۶۷حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶۸که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۶۹ز اکسیر قناعت خاک شکر می تواند شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷۰که با قد دو تا از مرگ غافل می تواند شد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷۱چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷۲به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷۳گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.