پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶۸

که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟

که غیر از بیکسی همخانه ما می تواند شد؟

نباشد گر دری ویرانه ما بی دماغان را

غبار دل در غمخانه ما می تواند شد

به داغ ناامیدی سینه ما گرم می جوشد

همایون جغد در ویرانه ما می تواند شد

زبزم آن شمع ما را دور می سازد، نمی داند

که صحبت گرم از پروانه ما می تواند شد

زکافر نعمتی از پایه خود آن که می نالد

زمینش آسمان خانه ما می تواند شد

اگر ساقی زبیباکی به مخموران نپردازد

دل پرخون ما میخانه ما می تواند شد

اگر از خاک ما را برندارد سیل دریا دل

که معمار دل ویرانه ما می تواند شد؟

اگر از نظاره طفلان نپیچد دست و پای ما

که زنجیر دل دیوانه ما می تواند شد؟

چنین کز خودپرستی نیست سیری نفس کافر را

حریم کعبه هم بتخانه ما می تواند شد

عنان سیل بی زنهار را هر کس که می پیچد

حریف گریه مستانه ما می تواند شد

سر آزاده ای داریم صائب با تهیدستی

که خرمن خوشه چین دانه ما می تواند شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷۰که با قد دو تا از مرگ غافل می تواند شد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷۱چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷۲به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷۳گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷۴نصیب از نعمت بسیار دیگرگون نخواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷۵زنور عارضش هر ذره ای خورشید منظر شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷۶به دل باشد گران چشمی که بی اشک دمادم شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷۷نگار نوخطی رام نگاه صید بندم شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.