پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷۱

چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شد

زجوش مغز، سربسیار بی دستار خواهد شد

به بیماران چنین وا می رسد گر چشم بیمارش

زمین از دردمندان بستر بیمار خواهد شد

مبر دیوانه ما را به شهر از دامن صحرا

که هر کس را بود دست و دلی از کار خواهد شد

من آن روزی که تخم خال او شد سبز می گفتم

که گر این است مرکز، چرخ بی پرگار خواهد شد

به تنهایی حیات تلخ را شیرین مگر سازد

وگرنه خضر زود از زندگی بیزار خواهد شد

زغفلت هر که را اشک ندامت برنینگیزد

به آب تیغ ازین خواب گران بیدار خواهد شد

اگر پاک از سخن سازی دهان بادپیما را

زمهر خامشی گنجینه اسرار خواهد شد

سرآزاده ای چون سرو هر کس در چمن دارد

در ایام خزان پیرایه گلزار خواهد شد

زمین یک دیده بیدار شد از شورش محشر

ندانم کی دو چشم بخت من بیدار خواهد شد

زشوق جستجو گر آتشی در زیر پا داری

سراسر خار این وادی گل بی خار خواهد شد

گرانجانی که دست از کار بردارد نمی داند

که چون تابوت بر دوش خلایق بار خواهد شد

سرآمد چون جوانی مدت پیری به غفلت هم

ازین مستی ندانم خواجه کی هشیار خواهد شد

چنین گر جوش حسن گل چمن را تنگ می سازد

تماشایی برون از رخنه دیوار خواهد شد

نباشد حاصلی گفتار بی کردار را صائب

ترا چون خامه تا کی عمر در گفتار خواهد شد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷۳گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷۴نصیب از نعمت بسیار دیگرگون نخواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷۵زنور عارضش هر ذره ای خورشید منظر شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷۶به دل باشد گران چشمی که بی اشک دمادم شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷۷نگار نوخطی رام نگاه صید بندم شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷۸رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷۹ز خط رویش چراغ دیده شب زنده داران شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸۰دل تاریک من روشن زفیض صبحگاهی شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.