پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷۳

گل از نشو و نماگر این چنین برجسته خواهد شد

رگ ابر بهاران رشته گلدسته خواهد شد

اگر این است کیفیت هوای نوبهاران را

در میخانه از گرد کسادی بسته خواهد شد

به جوش آرد چنین گر نوبهاران مغز عالم را

با زنجیر کز زور جنون بگسسته خواهد شد

چنین گر عام سازد فیض را ابر کف ساقی

زقید خشکسال زهد، زاهد رسته خواهد شد

زما بیطاقتان چون سیل خودداری نمی آید

به دریا می رسد هر کس به ما پیوسته خواهد شد

مشو نومید اگر یک چند اشکت بی اثر باشد

که هر سیلی به دریا عاقبت پیوسته خواهد شد

به گفت وگو دلی خوش می کند صائب، نمی داند

که گر خاموش گردد جنت در بسته خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷۵زنور عارضش هر ذره ای خورشید منظر شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷۶به دل باشد گران چشمی که بی اشک دمادم شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷۷نگار نوخطی رام نگاه صید بندم شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۷۸رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷۹ز خط رویش چراغ دیده شب زنده داران شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۸۰دل تاریک من روشن زفیض صبحگاهی شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸۱زدل طرفی نبستی در جهان گل چه خواهی شد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸۲بهار نوجوانی رفت، کی دیوانه خواهی شد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.