پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶۲

هلال عید از گردون زنگاری هویدا شد

پی بیرون شد از دریای غم کشتی مهیا شد

زماه نو چنان شد صیقلی آیینه دلها

که هر کس هر چه در دل داشت بی مانع هویدا شد

به از روشندلی تیر شهابی نیست شیطان را

که شد باریک زاهد تا هلال عید پیدا شد

به ساغرهای پی در پی مرا دریاب ای ساقی

که بر تن پوست خشک از زهد خشکم همچو مینا شد

به چندین چشم بر گردون هلال عید می جستم

زموج باده چندین ماه نو یکبار پیدا شد

به صد رنگینی طاوس بیرون آمد از خلوت

بط می گرچه چندی از نظر پنهان چو عنقا شد

به یک ناخن گره نتوان گشود از عقده مشکل

دل عالم زماه عید حیرانم که چون وا شد

چو بوی گل که از بسیاری برگ گل افزاید

زماه روزه حسن دختر رز عالم آرا شد

نگردد ساز چون قانون عشرت می پرستان را؟

که مضراب دگر صائب زماه نو مهیا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶۴فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۶۵زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۶۶اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۶۷حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶۸که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶۹ز اکسیر قناعت خاک شکر می تواند شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷۰که با قد دو تا از مرگ غافل می تواند شد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷۱چنین گر آتشین از باده آن رخسار خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.