پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۶

دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزد

قیامت گر به بالینش رسد بر پا نمی خیزد

چنین دستی که در دل رخنه کردن آسمان دارد

عجب دارم که گوهر سفته از دریا نمی خیزد

نگردد گرد کلفت کم به آه از سینه عاشق

به افشاندن غبار از دامن صحرا نمی خیزد

نبرد از دل وصال یار بیرون زهر هجران را

به می زنگار هرگز از دل مینا نمی خیزد

نسوزد هیچ برقی ریشه تخم محبت را

به حک کردن زدلها نقطه سودا نمی خیزد

چسان فرهاد نالد، کز شکوه صورت شیرین

صدای تیشه فولاد از خارا نمی خیزد

مرو در زیر دامان صدف بیهوده ای گوهر

که بی آب گهر ابر من از دریا نمی خیزد

نفس چون راست سازد شمع در بزم وصال او؟

که از تمکین حسن او سپند از جا نمی خیزد

به فریاد و فغان از دل ندارد دست عشق او

به های و هو ز کوه قاف این عنقا نمی خیزد

نکرده است از ره انصاف تعظیم خرام او

کسی کز جلوه او از سر دنیا نمی خیزد

که می آید ز اهل درد بر بالین من صائب

که در برخاستن با معجز عیسی نمی خیزد

چمن شد از قد رعنای ساقی انجمن صائب

که می گوید که سرو از چشمه مینا نمی خیزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴۸غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴۹که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۵۰سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵۱تلاش نام داری چون نگین تن در سیاهی ده
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵۲به کشت خشمگینان آتش از ابر بلا ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵۴گل اندامی که در پیراهن من خار می ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۵به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.