پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۱

کجا بی باده زنگ از خاطر اندوهگین خیزد؟

چسان این سبزه خوابیده بی آب از زمین خیزد؟

به عزم رقص چون از جای خود آن نازنین خیزد

فلک از پای بنشیند قیامت از زمین خیزد

حجاب نور طی کردن بود مشکلتر از ظلمت

نخواهم زلف مشکین زان عذار شرمگین خیزد

که دارد پای بیرون رفتن از بزمی که نتواند

سپند خال از حیرت زروی آتشین خیزد

کمان آسمانها نرم شد از گرمی آهم

ندانم کی ترا ای سنگدل چین از جبین خیزد

به آه از سینه عاشق نگردد کم غبار غم

چه گرد از دامن صحرا به باد آستین خیزد؟

سر عیسی زفیض دامن مریم فلک سا شد

نهالی کز زمین پاک خیزد این چنین خیزد

به آبم راند لعل آبدار او، ندانستم

که جای سبزه نیش از جویبار انگبین خیزد

فریب حرف لطف آمیز آن یاقوت لب خوردم

ندانستم که صد نقش مخالف زین نگین خیزد

دمید از آتش ابراهیم را گر سنبل و ریحان

ترا از آتش رخسار دود عنبرین خیزد

زتردستی به چشم آیینه را عالم سیه گردد

به می کی زنگ کلفت از دل اندوهگین خیزد؟

زقطع زلف امید رهایی داشتم صائب

ندانستم که چون خط دلربایی از کمین خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴۳مرا از دل زقرب خط دلبر دود می خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴۴زسوز دل مرا از چشم گریان دود می خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴۵مرا اسباب عشرت از دل دیوانه می‌خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴۶دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴۷زدل زنگ ملال از باده احمر نمی خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴۸غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۴۹که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۰سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.